تبلیغات
باغ بینش - عیدتان مبارک

باغ بینش - عیدتان مبارک

یا امام علی علیه السلام در ی که به باغ بینش ما گشودی هزار بار خیبری تر است

یا امام علی علیه السلام در ی که به باغ بینش ما گشودی هزار بار خیبری تر است

باغ بینش - عیدتان مبارک یا امام علی علیه السلام در ی که به باغ بینش ما گشودی هزار بار خیبری تر است

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
Image result for ‫غدیر‬‎


بخش هشتم: حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف

أَلا إِنَّ خاتَمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِی.

أَلا إِنَّهُ الظّاهِرُ عَلَی الدِّینِ.

أَلا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ.

أَلا إِنَّهُ فاتِحُ الْحُصُونِ وَهادِمُها.

أَلا إِنَّهُ غالِبُ کُلِّ قَبیلَةٍ مِنْ أَهْلِ الشِّرْکِ وَهادیها.

أَلاإِنَّهُ الْمُدْرِکُ بِکُلِّ ثارٍ لاَِوْلِیاءِالله.

أَلا إِنَّهُ النّاصِرُ لِدینِ الله.

أَلا إِنَّهُ الْغَرّافُ مِنْ بَحْرٍ عَمیقٍ.

أَلا إِنَّهُ یَسِمُ کُلَّ ذی فَضْلٍ بِفَضْلِهِ وَ کُلَّ ذی جَهْلٍ بِجَهْلِهِ.

أَلا إِنَّهُ خِیَرَةُالله وَ مُخْتارُهُ.

أَلا إِنَّهُ وارِثُ کُلِّ عِلْمٍ وَالُْمحیطُ بِکُلِّ فَهْمٍ.

أَلا إِنَّهُ الُْمخْبِرُ عَنْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ الْمُشَیِّدُ لاَِمْرِ آیاتِهِ.

أَلا إِنَّهُ الرَّشیدُ السَّدیدُ.

أَلا إِنَّهُ الْمُفَوَّضُ إِلَیْهِ.

أَلا إِنَّهُ قَدْ بَشَّرَ بِهِ مَنْ سَلَفَ مِنَ الْقُرونِ بَیْنَ یَدَیْهِ.

أَلا إِنَّهُ الْباقی حُجَّةً وَلاحُجَّةَ بَعْدَهُ وَلا حَقَّ إِلاّ مَعَهُ وَلانُورَ إِلاّعِنْدَهُ.

أَلا إِنَّهُ لاغالِبَ لَهُ وَلامَنْصورَ عَلَیْهِ.

أَلاوَإِنَّهُ وَلِی الله فی أَرْضِهِ، وَحَکَمُهُ فی خَلْقِهِ، وَأَمینُهُ فی سِرِّهِ وَ علانِیَتِهِ.

آگاه باشید! همانا آخرین امام، قائم مهدی از ماست. هان! او بر تمامی ادیان چیره خواهد بود.

هشدار! که اوست انتقام گیرنده از ستمکاران.

هشدار! که اوست فاتح دژها و منهدم کننده ی آنها.

هشدار! که اوست چیره بر تمامی قبایل مشرکان و راهنمی آنان.

هشدار! که او خونخواه تمام اولیی خداست.

آگاه باشید! اوست یاور دین خدا.

هشدار! که از دریایی ژرف پیمانه هایی افزون گیرد.

هشدار! که او به هر ارزشمندی به اندازه ی ارزش او، و به هر نادان و بی ارزشی به اندازه ی نادانی اش نیکی کند.

هشدار! که او نیکو و برگزیده ی خداوند است.

هشدار! که او وارث دانش ها و حاکم بر ادراک هاست.

هان! بدانید که او از سوی پروردگارش سخن می گوید و آیات و نشانه هی او را برپا کند. بدانید همانا اوست بالیده و استوار.

بیدار باشید! هموست که [اختیار امور جهانیان و آیین آنان ] به او واگذار شده است.

آگاه باشید! که تمامی گذشتگان ظهور او را پیشگویی کرده اند.

آگاه باشید! که اوست حجّت پایدار و پس از او حجّتی نخواهد بود.(2) درستی و راستی و نور و روشنایی تنها نزد اوست.

هان! کسی بر او پیروز نخواهد شد و ستیزنده ی او یاری نخواهد گشت.

آگاه باشید که او ولی خدا در زمین، داور او در میان مردم و امانتدار امور آشکار و نهان است.

2) این تعبیر به عنوان حجّت و امامت است و نظری به رجعت دیگر امامان ندارد زیرا آنان حجّت های پیشین اند که دوباره رجعت خواهند نمود.
بخش نهم: مطرح کردن بیعت

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنّی قَدْبَیَّنْتُ لَکُمْ وَأَفْهَمْتُکُمْ، وَ هذا عَلِی یُفْهِمُکُمْ بَعْدی. أَلاوَإِنِّی عِنْدَ انْقِضاءِ خُطْبَتی أَدْعُوکُمْ إِلی مُصافَقَتی عَلی بَیْعَتِهِ وَ الإِقْرارِبِهِ، ثُمَّ مُصافَقَتِهِ بَعْدی. أَلاوَإِنَّی قَدْ بایَعْتُ الله وَ عَلِی قَدْ بایَعَنی. وَأَنَا آخِذُکُمْ بِالْبَیْعَةِ لَهُ عَنِ الله عَزَّوَجَلَّ. (إِنَّ الَّذینَ یُبایِعُونَکَ إِنَّما یُبایِعُونَ الله، یَدُالله فَوْقَ أَیْدیهِمْ. فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلی نَفْسِهِ، وَ مَنْ أَوْفی بِما عاهَدَ عَلَیْهُ الله فَسَیُؤْتیهِ أَجْراً عَظیماً).

هان مردمان! من پیام خدا را برایتان آشکار کرده تفهیم نمودم. و این علی است که پس از من شما را آگاه می کند. اینک شما را می خوانم که پس از پایان خطبه با من و سپس با علی دست دهید تا با او بیعت کرده به امامت او اقرار نمایید. آگاه باشید من با خداوند و علی با من پیمان بسته و من اکنون از سوی خدی عزّوجل بری امامت او پیمان می گیرم. «[ی پیامبر ]آنان که با تو بیعت کنند هر آینه با خدا بیعت کرده اند. دست خدا بالی دستان آنان است. و هر کس بیعت شکند، بر زیان خود شکسته، و آن کس که بر پیمان خداوند استوار و باوفا باشد، خداوند به او پاداش بزرگی خواهد داد.

 

بخش دهم: حلال و حرام، واجبات و محرمات

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ مِنْ شَعائرِالله، (فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِاعْتَمَرَ فَلاجُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما) الآیَة.

مَعاشِرَالنّاسِ، حُجُّواالْبَیْتَ، فَماوَرَدَهُ أَهْلُ بَیْتٍ إِلاَّ اسْتَغْنَوْا وَ أُبْشِروا، وَلاتَخَلَّفوا عَنْهُ إِلاّبَتَرُوا وَ افْتَقَرُوا.

مَعاشِرَالنّاسِ، ماوَقَفَ بِالْمَوْقِفِ مُؤْمِنٌ إِلاَّغَفَرَالله لَهُ ماسَلَفَ مِنْ ذَنْبِهِ إِلی وَقْتِهِ ذالِکَ، فَإِذا انْقَضَتْ حَجَّتُهُ اسْتَأْنَفَ عَمَلَهُ.

مَعاشِرَالنَّاسِ، الْحُجّاجُ مُعانُونَ وَ نَفَقاتُهُمْ مُخَلَّفَةٌ عَلَیْهِمْ وَالله لایُضیعُ أَجْرَالُْمحْسِنینَ.

مَعاشِرَالنّاسِ، حُجُّوا الْبَیْتَ بِکَمالِ الدّینِ وَالتَّفَقُّهِ، وَلاتَنْصَرِفُوا عَنِ الْمشَاهِدِإِلاّ بِتَوْبَةٍ وَ إِقْلاعٍ.

مَعاشِرَالنّاسِ، أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ کَما أَمَرَکُمُ الله عَزَّوَجَلَّ، فَإِنْ طالَ عَلَیْکُمُ الْأَمَدُ فَقَصَّرْتُمْ أَوْنَسِیتُمْ فَعَلِی وَلِیُّکُمْ وَمُبَیِّنٌ لَکُمْ، الَّذی نَصَبَهُ الله عَزَّوَجَلَّ لَکُمْ بَعْدی أَمینَ خَلْقِهِ. إِنَّهُ مِنِّی وَ أَنَا مِنْهُ، وَ هُوَ وَ مَنْ تَخْلُفُ مِنْ ذُرِّیَّتی یُخْبِرونَکُمْ بِماتَسْأَلوُنَ عَنْهُ وَیُبَیِّنُونَ لَکُمْ ما لاتَعْلَمُونَ.

هان مردمان! همانا حج و عمره از شعائر و آداب و رسوم خدایی است. پس زائران خانه ی خدا و عمره کنندگان بر صفا و مروه بسیار طواف کنند.

هان مردمان! در خانه ی خدا حج گزارید؛ که هیچ خاندانی داخل آن نشد مگر بی نیاز شد و مژده گرفت، و کسی از آن روی برنگردانید مگر بی بهره و نیازمند گردید.

هان مردمان! مؤمنی در موقف (عرفات، مشعر، منا) نمانَد مگر این که خدا گناهان گذشته ی او را بیامرزد و بایسته است که پس از پایان اعمال حج [با پرونده ی پاک ] کار خود را از سر گیرد.

هان مردمان! حاجیان دستگیری شده اند و هزینه هی سفرشان جبران می شود و جایگزین آن به آنان خواهد رسید. و البته خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نخواهد کرد.

هان مردمان! خانه ی خدا را با دین کامل و دانش ژرفی آن دیدار کنید و از زیارتگاهها جز با توبه و بازایستادن [از گناهان ] برنگردید.

هان مردمان! نماز را به پا دارید و زکات بپردازید همان سان که خداوند عزّوجل امر فرموده. پس اگر زمان بر شما دراز شد و کوتاهی کردید یا از یاد بردید، علی صاحب اختیار و تبیین کننده ی بر شماست. خداوند عزّوجل او راپس از من امانتدار خویش در میان آفریدگانش نهاده. همانا او از من و من از اویم. و او و فرزندان من از جانشینان او، پرسش هی شما راپاسخ دهند و آن چه را نمی دانید به شما می آموزند.

أَلا إِنَّ الْحَلالَ وَالْحَرامَ أَکْثَرُمِنْ أَنْ أُحصِیَهُما وَأُعَرِّفَهُما فَآمُرَ بِالْحَلالِ وَ اَنهَی عَنِ الْحَرامِ فی مَقامٍ واحِدٍ، فَأُمِرْتُ أَنْ آخُذَ الْبَیْعَةَ مِنْکُمْ وَالصَّفْقَةَ لَکُمْ بِقَبُولِ ماجِئْتُ بِهِ عَنِ الله عَزَّوَجَلَّ فی عَلِی أمیرِالْمُؤْمِنینَ وَالأَوْصِیاءِ مِنْ بَعْدِهِ الَّذینَ هُمْ مِنِّی وَمِنْهُ إمامَةٌ فیهِمْ قائِمَةٌ، خاتِمُها الْمَهْدی إِلی یَوْمٍ یَلْقَی الله الَّذی یُقَدِّرُ وَ یَقْضی.

مَعاشِرَالنّاسِ، وَ کُلُّ حَلالٍ دَلَلْتُکُمْ عَلَیْهِ وَکُلُّ حَرامٍ نَهَیْتُکُمْ عَنْهُ فَإِنِّی لَمْ أَرْجِعْ عَنْ ذالِکَ وَ لَمْ أُبَدِّلْ. أَلا فَاذْکُرُوا ذالِکَ وَاحْفَظُوهُ وَ تَواصَوْابِهِ، وَلا تُبَدِّلُوهُ وَلاتُغَیِّرُوهُ. أَلا وَ إِنِّی اُجَدِّدُالْقَوْلَ: أَلا فَأَقیمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّکاةَ وَأْمُرُوا بِالْمَعْروفِ وَانْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ.

هان! روا و ناروا بیش از آن است که من شمارش کنم و بشناسانم و در این جا یکباره به روا فرمان دهم و از ناروا بازدارم. از این روی مأمورم از شما بیعت بگیرم که دست در دست من نهید در مورد پذیرش آن چه از سوی خداوند آورده ام درباری علی امیرالمؤمنین و اوصیای پس از او که آنان از من و اویند. و این امامت به وراثت پایدار است و فرجام امامان، مهدی است و استواری امامت تا روزی است که او با خداوند قدر و قضا دیدار کند.

هان مردمان! شما را به هرگونه روا و ناروا راهنمایی کردم و از آن هرگز برنمی گردم. بدانید و آگاه باشید! آن ها را یاد کنید و نگه دارید و یکدیگر را به آن توصیه نمایید و در آن [احکام خدا] دگرگونی راه ندهید. هشدار که دوباره می گویم: بیدار باشید! نماز را به پا دارید. و زکات بپردازید. و امر به معروف کنید و از منکر بازدارید.

أَلاوَإِنَّ رَأْسَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ أَنْ تَنْتَهُوا إِلی قَوْلی وَتُبَلِّغُوهُ مَنْ لَمْ یَحْضُرْ وَ تَأْمُروُهُ بِقَبُولِهِ عَنِّی وَتَنْهَوْهُ عَنْ مُخالَفَتِهِ، فَإِنَّهُ أَمْرٌ مِنَ الله عَزَّوَجَلَّ وَمِنِّی. وَلا أَمْرَ بِمَعْروفٍ وَلا نَهْی عَنْ مُنْکَرٍ إِلاَّمَعَ إِمامٍ مَعْصومٍ.

مَعاشِرَالنّاسِ، الْقُرْآنُ یُعَرِّفُکُمْ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ، وَعَرَّفْتُکُمْ إِنَّهُمْ مِنِّی وَمِنْهُ، حَیْثُ یَقُولُ الله فی کِتابِهِ: (وَ جَعَلَها کَلِمَةً باقِیَةً فی عَقِبِهِ). وَقُلْتُ: «لَنْ تَضِلُّوا ما إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِما».

مَعاشِرَالنّاسِ، التَّقْوی، التَّقْوی، وَاحْذَرُوا السّاعَةَ کَما قالَ الله عَزَّوَجَلَّ: (إِنَّ زَلْزَلَةَ السّاعَةِ شَیءٌ عَظیمٌ). اُذْکُرُوا الْمَماتَ (وَالْمَعادَ) وَالْحِسابَ وَالْمَوازینَ وَالُْمحاسَبَةَ بَیْنَ یَدَی رَبِّ الْعالَمینَ وَالثَّوابَ وَالْعِقابَ. فَمَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ أُثیبَ عَلَیْها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلَیْسَ لَهُ فِی الجِنانِ نَصیبٌ.

و بدانید که ریشه ی امر به معروف این است که به گفته ی من [درباره ی امامت ] برسید و سخن مرا به دیگران برسانید و غایبان را به پذیرش فرمان من توصیه کنید و آنان را از ناسازگاری سخنان من بازدارید؛ همانا سخن من فرمان خدا و من است و هیچ امر به معروف و نهی از منکری جز با امام معصوم تحقق و کمال نمی یابد.

هان مردمان! قرآن بر شما روشن می کند که امامان پس از علی فرزندان اویند و من به شما شناساندم که آنان از او و از من اند. چرا که خداوند در کتاب خود می گوید: «امامت را فرمانی پایدار در نسل او قرار داد...» و من نیز گفته ام که: «مادام که به قرآن و امامان تمسک کنید، گمراه نخواهید شد.»

هان مردمان! تقوا را، تقوا را رعایت کرده از سختی رستخیز بهراسید همان گونه که خداوند عزّوجل فرمود: «البته زمین لرزه ی روز رستاخیز حادثه ی بزرگ است...»

مرگ، قیامت، و حساب و میزان و محاسبه ی در برابر پروردگار جهانیان و پاداش کیفر را یاد کنید. آن که نیکی آورد، پاداش گیرد. و آن که بدی کرد، بهره ی از بهشت نخواهد برد.

 

بخش یازدهم: بیعت گرفتن رسمی

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّکُمْ أَکْثَرُ مِنْ أَنْ تُصافِقُونی بِکَفٍّ واحِدٍ فی وَقْتٍ واحِدٍ، وَقَدْ أَمَرَنِی الله عَزَّوَجَلَّ أَنْ آخُذَ مِنْ أَلْسِنَتِکُمُ الْإِقْرارَ بِما عَقَّدْتُ لِعَلِی أَمیرِالْمُؤْمنینَ، وَلِمَنْ جاءَ بَعْدَهُ مِنَ الْأَئِمَّةِ مِنّی وَ مِنْهُ، عَلی ما أَعْلَمْتُکُمْ أَنَّ ذُرِّیَّتی مِنْ صُلْبِهِ.

فَقُولُوا بِأَجْمَعِکُمْ: «إِنّا سامِعُونَ مُطیعُونَ راضُونَ مُنْقادُونَ لِما بَلَّغْتَ عَنْ رَبِّنا وَرَبِّکَ فی أَمْرِ إِمامِنا عَلِی أَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَ مَنْ وُلِدَ مِنْ صُلْبِهِ مِنَ الْأَئِمَّةِ. نُبایِعُکَ عَلی ذالِکَ بِقُلوُبِنا وَأَنْفُسِنا وَأَلْسِنَتِنا وَأَیْدینا. علی ذالِکَ نَحْیی وَ عَلَیْهِ نَموتُ وَ عَلَیْهِ نُبْعَثُ. وَلانُغَیِّرُ وَلانُبَدِّلُ، وَلا نَشُکُّ (وَلانَجْحَدُ) وَلانَرْتابُ، وَلا نَرْجِعُ عَنِ الْعَهْدِ وَلا نَنْقُضُ الْمیثاقَ.

هان مردمان! شما بیش از آنید که در یک زمان با یک دست من بیعت نمایید. از این روی خداوند عزّوجل به من دستور داده که از زبان شما اقرار بگیرم و پیمان ولایت علی امیرالمؤمنین را محکم کنم و نیز بر امامان پس از او که از نسل من و اویند؛ همان گونه که اعلام کردم که ذرّیّه من از نسل اوست.

پس همگان بگویید:

«البتّه که سخنان تو را شنیده پیروی می کنیم و از آن ها خشنودیم و بر آن گردن گذار و بر آن چه از سوی پروردگارمان در امامت اماممان علی امیرالمؤمنین و امامان دیگر - از صلب او - به ما ابلاغ کردی، با تو پیمان می بندیم با دل و جان و زبان و دست هایمان. با این پیمان زنده ایم و با آن خواهیم مرد و با آن اعتقاد برانگیخته می شویم. و هرگز آن را دگرگون نکرده شکّ و انکار نخواهیم داشت و از عهد و پیمان خود برنمی گردیم.

وَعَظْتَنا بِوَعْظِ الله فی عَلِی أَمیرِالْمؤْمِنینَ وَالْأَئِمَّةِ الَّذینَ ذَکَرْتَ مِنْ ذُرِّیتِکَ مِنْ وُلْدِهِ بَعْدَهُ، الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ وَ مَنْ نَصَبَهُ الله بَعْدَهُما. فَالْعَهْدُ وَالْمیثاقُ لَهُمْ مَأْخُوذٌ مِنَّا، مِنْ قُلُوبِنا وَأَنْفُسِنا وَأَلْسِنَتِنا وَضَمائِرِنا وَأَیْدینا. مَنْ أَدْرَکَها بِیَدِهِ وَ إِلاَّ فَقَدْ أَقَرَّ بِلِسانِهِ، وَلا نَبْتَغی بِذالِکَ بَدَلاً وَلایَرَی الله مِنْ أَنْفُسِنا حِوَلاً. نَحْنُ نُؤَدّی ذالِکَ عَنْکَ الّدانی والقاصی مِنْ اَوْلادِنا واَهالینا، وَ نُشْهِدُالله بِذالِکَ وَ کَفی بِالله شَهیداً وَأَنْتَ عَلَیْنا بِهِ شَهیدٌ

مَعاشِرَالنّاسِ، ماتَقُولونَ؟ فَإِنَّ الله یَعْلَمُ کُلَّ صَوْتٍ وَ خافِیَةَ کُلِّ نَفْسٍ، (فَمَنِ اهْتَدی فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما یَضِلُّ عَلَیْها)، وَمَنْ بایَعَ فَإِنَّما یُبایِعُ الله، (یَدُالله فَوْقَ أَیْدیهِمْ).

مَعاشِرَالنّاسِ، فَبایِعُوا الله وَ بایِعُونی وَبایِعُوا عَلِیّاً أَمیرَالْمُؤْمِنینَ وَالْحَسَنَ وَالْحُسَیْنَ وَالْأَئِمَّةَ (مِنْهُمْ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ) کَلِمَةً باقِیَةً.

[ی رسول خدا] ما را به فرمان خدا پند دادی درباره ی علی امیرالمؤمنین و امامان از نسل خود و او، که حسن و حسین و آنان که خداوند پس از آنان برپا کرده است. پس عهد و پیمان از ما گرفته شد از دل و جان و زبان و روح و دستانمان. هر کس توانست با دست وگرنه با زبان پیمان بست. و هرگز پیمانمان را دگرگون نخواهیم کرد و خداوند از ما شکست عهد نبیند. و نیز فرمان تو را به نزدیک و دور از فرزندان و خویشان خود خواهیم رسانید و خداوند را بر آن گواه خواهیم گرفت. و هر آینه خداوند بر گواهی کافی است و تو نیز بر ما گواه باش.»

هان مردمان! چه می گویید؟ همانا خداوند هر صدایی را می شنود و آن را که از دل ها می گذرد می داند. «هر آن کس هدایت پذیرفت، به خیر خویش پذیرفته. و آن که گمراه شد، به زیان خود رفته.» و هر کس بیعت کند، هر آینه با خداوند پیمان بسته؛ که «دست خدا بالی دستان آن هاست.»

هان مردمان! اینک با خداوند بیعت کنید و با من پیمان بندید و با علی امیرالمؤمنین و حسن و حسین و امامان پس از آنان از نسل آنان که نشانه ی پایدارند در دنیا و آخرت.

یُهْلِکُ الله مَنْ غَدَرَ وَ یَرْحَمُ مَنْ وَ فی، (وَ مَنْ نَکَثَ فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلی نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفی بِما عاهَدَ عَلَیْهُ الله فَسَیُؤْتیهِ أَجْراً عَظیماً).

مَعاشِرَالنّاسِ، قُولُوا الَّذی قُلْتُ لَکُمْ وَسَلِّمُوا عَلی عَلی بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنینَ، وَقُولُوا: (سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَکَ رَبَّنا وَ إِلَیْکَ الْمَصیرُ)، وَ قُولوا: (اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما کُنّا لِنَهْتَدِی لَوْلا أَنْ هَدانَا الله) الآیة.

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ فَضائِلَ عَلی بْنِ أَبی طالِبٍ عِنْدَالله عَزَّوَجَلَّ - وَ قَدْ أَنْزَلَهافِی الْقُرْآنِ - أَکْثَرُ مِنْ أَنْ أُحْصِیَها فی مَقامٍ واحِدٍ، فَمَنْ أَنْبَاَکُمْ بِها وَ عَرَفَها فَصَدِّقُوهُ.

مَعاشِرَالنّاسِ، مَنْ یُطِعِ الله وَ رَسُولَهُ وَ عَلِیّاً وَ الْأَئِمَةَ الَّذینَ ذَکرْتُهُمْ فَقَدْ فازَفَوْزاً عَظیماً.

خداوند مکّاران را تباه می کند و به باوفایان مهر می ورزد. «هر که پیمان شکند»

جز این نیست که به زیان خود گام برداشته، و هر که بر عهدی که با خدا بسته پابرجا ماند، به زودی خدا او را پاداش بزرگی خواهد داد.»

هان مردمان! آن چه بر شما برگفتم بگویید و به علی با لقب امیرالمؤمنین سلام کنید و بگویید: «شنیدیم و فرمان می بریم پروردگارا، آمرزشت خواهیم و بازگشت به سوی تو است.» و نیز بگویید: «تمام سپاس و ستایش خدایی راست که ما را به این راهنمایی فرمود وگرنه راه نمی یافتیم» - تا آخر آیه.

هان مردمان! هر آینه برتری هی علی بن ابی طالب نزد خداوند عزّوجل - که در قرآن نازل فرموده - بیش از آن است که من یکباره برشمارم. پس هر کس از مقامات او خبر داد و آن ها را شناخت او را تصدیق و تأیید کنید.

هان مردمان! آن کس که از خدا و رسولش و علی و امامانی که نام بردم پیروی کند، به رستگاری بزرگی دست یافته است.

مَعاشِرَالنَّاسِ، السّابِقُونَ إِلی مُبایَعَتِهِ وَ مُوالاتِهِ وَ التَّسْلیمِ عَلَیْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنینَ أُولئکَ هُمُ الْفائزُونَ فی جَنّاتِ النَّعیمِ.

مَعاشِرَالنّاسِ، قُولُوا ما یَرْضَی الله بِهِ عَنْکُمْ مِنَ الْقَوْلِ، فَإِنْ تَکْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمیعاً فَلَنْ یَضُرَّالله شَیْئاً.

اللهمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنینَ (بِما أَدَّیْتُ وَأَمَرْتُ) وَاغْضِبْ عَلَی (الْجاحِدینَ) الْکافِرینَ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ.

هان مردمان! سبقت جویان به بیعت و پیمان و سرپرستی او و سلام بر او با لقب امیرالمؤمنین، رستگارانند و در بهشت هی پربهره خواهند بود.

هان مردمان! آن چه خدا را خشنود کند بگویید. پس اگر شما و تمامی زمینیان کفران ورزند، خدا را زیانی نخواهد رسانید.

پروردگارا، آنان را که به آن چه ادا کردم و فرمان دادم ایمان آوردند، بیامرز. و بر منکران کافر خشم گیر! و الحمدللّه ربّ العالمین.


بررسی اجمالی اهداف خطابه ی غدیر

خطبه ی غدیر خلاصه 23 سال دوران نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است .


 
خطابه ی غدیر شامل اصول اعتقادی، اصول اخلاقی و اصول فقه می باشد. حال می خواهیم بررسی کنیم که اهداف خطبه ی غدیر چیست؟ تعیین اهداف خطبه ی غدیر به دو صورت ممکن است :

1) ازطریق مقدمات مقارنات موخرات و اتفاقاتی که در خطبه افتاده است .
2) با یک سیراجمالی و مطالعه در متن خطبه ی غدیر به بررسی حالات مختلف بپردازیم.

پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه قبل از حرکت برای سفر حجه الوداع ، اعلام کردند که من اواخر عمرم می باشد و می خواهم برای آخرین بار حجی انجام دهم که مردم هم همراه من باشند تا اعمال حج و امور مهم دیگری را هم به آنها بیاموزم . گاهی اوقات هم به بعضی از نزدیکان می فرمودند که می خواهم مساله جانشینی و امامت را اعلام کنم .

منزل به منزل در راه مدینه به مکه حضرت به مردم هشدار می دادند که مواظب باشید بعد از پیغمبرتان مخالفت با فرمان های او نکنید . تصریح نمی کردند اما زمینه هایی می چیدند که مردم را به پیروی از سخنانشان دعوت می کردند. پیغمبر صلی الله علیه و آله در منی در مسجد خیف هم سخنرانی هایی کردند که اشاره دارد به اینکه مسلمانان و یا هر قومی باید سخن پیغمبر خودشان را گوش کنند ،همچنین به مردم تذکر دادند که :اتحادتان را حفظ کنید، اختلاف نکنید، دنبال هوای نفس نروید و امثال اینها .

تا اینجا مقدماتی بود که اشاراتی داشت به مسئله تعیین جانشینی ، کاری که پیامبر صلی الله علیه و آله در حین خطبه انجام دادند گفتن مقدمات مقارنات موخرات خطبه بود. از مقارنات خطبه این است که، ایشان در تمام مدت ایراد خطبه امیرالمومنین علی علیه السلام را در کنار خودشان نگه داشتند و گاهی در جملاتی به ایشان اشاره می کردند ،مثل جمله " این علی را من دارم می گویم" ، چند مرتبه هم دستشان را بلند کردند وعلی علیه السلام را به مردم نشان دادند .

از موخرات خطبه این است که در اواخر خطبه به مردم اعلام کردند که بعد از خطبه من بیایید با من وبا علی امیرالمومنین علیه السلام بیعت کنید. و در قسمت آخر خطبه فرمودند : چون تعداد جمعیت شما زیاد است و ممکن است نتوانید بیایید و با دست بیعت کنید پس اکنون بگویید " فَقُولُوا بِأَجْمَعِكُمْ: «إِنّا سامِعُونَ مُطیعُونَ راضُونَ مُنْقادُونَ لِما بَلَّغْتَ عَنْ رَبِّنا وَرَبِّكَ فی أَمْرِ إِمامِنا عَلِی أَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَ...." بعد هم یک خیمه برای خودشان برپا کردند و در آن نشستند و مردم می آمدند و برای این فرمان اول با پیغمبر صل الله علیه و آله بیعت می کردند بعد هم با امیر المومنین علیه السلام. این از موخرات خطابه بود که بیعت با دست از عصر دوشنبه 18 ذی الحجه تا عصر چهارشنبه 20 ذی الحجه طول کشید و مردم گروه گروه بیعت می کردند و خداحافظی می کردند و می رفتند .

این مقدمات ، مقارنات وموخرات، شخصیت امیر المومنین علیه السلام را مشخص می کند، که تعیین جانشینی ، تبیین شخصیت و نشان دادن امیر المومنین علیه السلام از اهداف اصلی خطبه می باشد. با تحلیل خطبه ی غدیر می توان هدف های اصلی و هدف های تَبعی را بیان کرد.

هدف اصلی ایراد خطبه اطاعت از فرمان الهی و بندگی خدا توسط پیغمبر اکرم حضرت محمد صلی الله علیه و آله می باشد، یا به عبارتی هدف اصلی خطبه ی غدیر تذکر توحید و یکتا پرستی ، بندگی خدا و ترک شرک می باشد. در بستر های مقدماتی خطابه چند مسئله وجود دارد: حمد و ثنای الهی و بیان اینکه بزرگترین پیام خطبه ی غدیر دعوت مردم است به خداپرستی و ترک شرک . هدف قبل از رسیدن به توحید ایجاد زمینه ها و مقدمات برای رسیدن به توحید می باشد. حال این زمینه ها و مقدمات برای رسیدن به توحید چیست؟ علم و عمل، حکمت نظری .و حکمت عملی؛ حکمت نظری چیست؟ خداشناسی است.

در بخش اول خطابه " اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذی عَلا فی تَوَحُّدِهِ..." خداشناسی را در بهترین وجه بیان کرده است . یعنی اولین جمله ای که پیغمبر شروع کرده " اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذی عَلا فی تَوَحُّدِهِ" و آخرین جمله ای هم که صحبت کرده است "وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ " می باشد . یعنی حمد و ستایش خدا و رسیدن به خدا پرستی .

بستر های رساننده ی به خدا پرستی، تعبد و بندگی است . بنابراین می توانیم بگوییم که یکی از اهداف اساسی خطبه ی غدیر تبلیغ و ایجاد و سفارش بندگی خدا برای مردم است . مقدمات بندگی خدا عبارتند از : ایمان به خدا، ایمان به رسول، ایمان به اولوالامر، عمل صالح و اطاعت از اینها . اینها که ذکر کردیم ، بسترهای قبل از رسیدن به عبودیت، توحید و خداپرستی بودند . در طول خطابه ایمان به خدا بیان شده است، ایمان به رسول نیز به چند جمله بیان شده است ،که در زیر آورده ایم:

1) پیامبر صلی الله علیه و آله دائما فرموده اند این سخنرانی که من در مورد امیرالمومنین علیه السلام آورده ام، امر خداست.
2) من بنده ی خداومطیع او هستم "وَأُقِرُّلَهُ عَلی‏ نَفْسی بِالْعُبُودِیَّةِ".
3) " وَأُؤَدّی ما أَوْحی بِهِ إِلَی حَذَراً مِنْ أَنْ لا أَفْعَلَ فَتَحِلَّ بی مِنْهُ قارِعَةٌ لایَدْفَعُها عَنّی أَحَدٌ "، من اطاعت خدا می کنم واگرادای وظیفه نکنم ، ممکن است خداوند عذابی برای من بفرستد که کسی جلودار آن عذاب از من نباشد .
4) من هر چی دارم از خداست ، من با خدا بیعت کرده ام و امیرالمومنین علیه السلام با من بیعت کرده و شما با امیر المومنین علیه السلام و با من بیعت کنید .

الان می خواهم از شما بیعت بگیرم برای امر خدا به خاطر بیعت با امیر المومنین علیه السلام. اینها را که بیان کردم خواستم بگویم : مردم من بنده هستم و شما هم بنده باشید من عبودیت دارم و افتخارم به عبودیت است شما هم افتخارتان به عبودیت باشد.

پس هدف دیگر برای رسیدن به توحید بعد از تصدیق به امر خدا قبول اطاعت پیغمبر صلی الله علیه و آله است در فرمان هایی که می دهد. نکته بعدی پذیرش ، تصدیق و قبول سرپرستی وجانشینی امیرالمومنین علیه السلام است . پیامبر فرمودند ، علی علیه السلام جانشین من است در تمام ابعاد شخصیت من جز در قانون آوری. در خطابه ی غدیر حدود 200 برای امیر المومنین علیه السلام بیان شده است . که در بیان صفات امیرالمومنین علیه السلام حضرت دو گونه عمل کرده اند : یکی امیر المومنین علیه السلام را معرفی کردند یکی هم راهکار ارائه دادند برای اینکه چگونه تابع امیرالمومنین علیه السلام باشیم . وقتی می گوید :" وَالْعامِلُ بِما یَرْضاهُ وَالُْمحارِبُ لاَِعْدائهِ وَالْمُوالی عَلی‏ طاعَتِهِ وَالنّاهی عَنْ مَعْصِیَتِهِ " می خواهد بگوید که این موارد، صفات برجسته ی جانشینی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می باشد و شما مردم هم باید اینها را داشته باشید . پس یک هدف برای رسیدن به عبودیت خدا و تصدیق خدا ، تصدیق فرمان های پیغمبر صلی الله علیه و آله است درباره ی شخصیت امیرالمومنین علیه السلام .

پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید این قرآن که من آورده ام یک مکمل و متمم می خواهد که این مکمل ومتمم و مُفَصِّل و مُبیِّنش امیرالمومنین علی علیه السلام و اولاد او علیهم السلام هستند . این مسئله را پیغمبر صلی الله علیه و آله آن قدر محکم و از جهات مختلف بیان کردند که هیچ گونه جای شکی برای کسی باقی نگذاشت.

پس هم یک هدف و هم یک بستر ایجاد کردند ، این که هر چه من علم و دانش دارم و هر چه قرآن علم و دانش دارد علم و دانش من و قرآن نَزد امیرالمومنین علیه السلام است . این هم باز از دو بستر وارد شده است : یکی علم من "وَ كُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ أَحْصَیْتُهُ فی إِمامِ الْمُتَّقینَ، وَما مِنْ عِلْمٍ إِلاّ وَقَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِیّاً، وَ هُوَ الْإِمامُ الْمُبینُ (الَّذی ذَكَرَهُ اللَّهُ فی سُورَةِ یس: (وَ كُلَّ شَی‏ءٍ أَحْصَیْناهُ فی إِمامٍ مُبینٍ) " .

یکی هم از جهت قرآن، می فرمایند که در قرآن تدبر کنید ،آیاتش را بفهمید محکمش را نظر کنید و در متشابهاتش تامل کنید. تمام علوم قرآن پیش علی ابن ابیطالب و فرزندانش است و بعد با این عبارت می گوید : " مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ عَلِیّاً وَالطَّیِّبینَ مِنْ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ هُمُ الثِّقْلُ الْأَصْغَرُ، وَالْقُرْآنُ الثِّقْلُ الْأَكْبَرُ، فَكُلُّ واحِدٍ مِنْهُما مُنْبِئٌ عَنْ صاحِبِهِ وَ مُوافِقٌ لَهُ، لَنْ یَفْتَرِقا حَتّی یَرِدا عَلَی‏الْحَوْضَ ".

پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمایند به خدا قسم باطن قرآن را بیان نمی کند مگرکسی که الان من دستش را گرفته ام و به شما نشان می دهم ومی گویم علوم من پیش علی است و علوم قرآن پیش علی است و می فرماید ما یک سری علم هایی داریم که در قران نیست در باطن ماست. جای دیگری بیان می کنند که علم ما و علم قرآن در طول هم است ، و بعد بیان می کنند که همه ی حقایقی که من دارم درست است "فَقَدْ أَحْصَیْتُهُ" یعنی دانه دانه اش را و جمله جمله اش را در وجود مقدس امیر المومنین علیه السلام بر شمرده ام .

هدف بعدی بیان داستان دوستان و دشمنان امیر المومنین علیه السلام است که در بخش 7 خطابه پیغمبر صلی الله علیه و آله اکرم آیاتی را می آورند که منافقین را معرفی می کند، اولیای ائمه علیهم السلام را معرفی می کند ، اعداء ائمه علیهم السلام را هم معرفی می کند . هدف بعدی که می رسانند معرفی کامل آخرین امام ،امام عصر عجل الله تعالی فرجه است. که چهار بار مستقیم راجع به امام زمان عجل الله تعالی فرجه صحبت می کنند که دو مورد در بخش ششم است ، یک مورد در بخش دهم است و کلیاتش هم در بخش هشتم است .

در بخش هشتم با هجده جمله هشداری " الا " ابعاد مختلف شخصیت علمی ، اخلاقی ، حکومتی ، اصحاب و یاران و آن چه امام زمان عجل الله تعالی فرجه انجام می دهند در حکومتشان تمام اینها را از جهات مختلفی بیان می کنند . و نکته ی بعدی این است که از مهمترین احکام الهی مثل حج ، عمره ،نماز، زکات و امر به معروف و نهی از منکر مفصل بحث می کنند و یکی از جملات برجسته و مهم این است که "أَلاوَإِنَّ رَأْسَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ أَنْ تَنْتَهُوا إِلی قَوْلی وَتُبَلِّغُوهُ مَنْ لَمْ یَحْضُرْ وَ تَأْمُروُهُ بِقَبُولِهِ عَنِّی وَتَنْهَوْهُ عَنْ مُخالَفَتِهِ، فَإِنَّهُ أَمْرٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَمِنِّی ". و سپس مردم را به بیعت دعوت می کنند .
 
نتیجه:
پس می شود گفت اهداف خطبه به صورت مخروطی است . در راس مخروط بندگی خداست، پله ی اول راس مخروط رسیدن به توحید می باشد. پله ی بعدش برای رسیدن تصدیق خدا و تصدیق پیغمبر ،شناختن امیرالمومنین علی علیه السلام و اولادش تا امام زمان عجل الله تعالی فرجه، شناختن منافقان ،موافقان ومخالفان امیر المومنین علیه السلام نیز، اخلاق اصلی و احکام اصلی می باشد، لذا همه اینها بستر هایی است که ما را می تواند به خطبه ی غدیر واهداف آن برساند .

حالا این مخروط را از خطبه ی غدیر برداریم و بزرگترش کنیم و بگذاریم به عنوان مخروط هدف یا اهداف پیامبران الهی . پیامبران الهی هم جز همین اهداف ،هدف دیگری نداشتند. "و ما پیغمبر را نفرستادیم جز اینکه به مردم بگویند" وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئا [1]" . و جای دیگر گفتند ایمان به خدا ، ایمان به آخرت و عمل صالح حلقه ی پیوندش ایمان به ائمه و ایمان به عدل خداست که شیعه می گوید اصول اعتقادات ما پنج تا است توحید عدل نبوت معاد و امامت.

تاریخ : شنبه 18 شهریور 1396 | 10:30 ب.ظ | نویسنده : احمد صادقی منش | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.